نوشتهی پال مارکوف*
مترجم: شادی حامدی آزاد
برگرفته از: Sky&Telescope, July 2007
بهتر از این بود که دنبالهداری به نام من ثبت شود. دنبالهدارها در عرض چند هفته یا چند ماه میآیند و میروند اما گروه ستارههایی که امروز «مارکوف-۱» نامیده میشود را میتوانید در بیشتر شبهای هر سال حتی زیر آسمان آلوده به نور شهرها با تلسکوپی کوچک رصد کنید. هیچوقت انتظار نداشتم نام خودم را در فهرستهای اجرام آسمانی ببینم؛ فقط به این سبب که من تمام رصدهایم را ثبت میکنم!
در ژوییه سال ۲۰۰۰، گروه جالبی از ستارههای قدر ۹ و ۱۰ را در جاثی (هرکول) دیدم، آن را در دفتر ثبت رصدهایم ثبت و بلافاصله فراموشش کردم. یک سال بعد، در حالی که دفترم را مرور میکردم، نحوهی تجمع این ستارهها برایم جالب شد. یادداشتی برای برِنت آرچینال، کارشناس خوشههای ستارهای، فرستادم و از او پرسیدم که آیا در اینباره چیزی شنیده است؟ آرچینال نتوانست آن را در هیچ نقشه یا فهرستی بیابد و، باوجودی که این گروه احتمالاً یک استریم (گروهی از ستارههای نامرتبط به هم) است و نه خوشهی ستارهای واقعی، او تصمیم گرفت آن را تحت نام مارکوف-۱ وارد فهرست کتاب خوشههای ستارهای (Star Clusters) کند که در سال ۲۰۰۳ به همراه استیون ج. هاینس نوشت.
«کشف» مارکوف-۱ فقط نمونهای از این است که چرا باید دفتر «روزانه» ثبت رصد برای خودتان درست کنید. علتهای خوب دیگر برای این کار عبارتند از، مراجعهی دوباره به جزییات رصدهای پیشین و مقایسهی آنها با رصدهای فعلی؛ سازمانیافته و منظم نگه داشتن رصدها؛ و دریافت گواهی رصدگر بودن از یک انجمن نجومی. مهمتر از همه، تمرین شرح و توضیح دربارهی یک جسم آسمانی شما را ترغیب میکند که به دنبال جزییات بیشتری بگردید و همین مهارتهای رصدی شما را بیشتر میکند.
چه چیزهایی را ثبت کنیم؟
یادداشتهای دفتر ثبت رصد شما باید نمایانندهی شیوهی شما در رصد باشد. اما حتماً در هر جلسهی رصدی تاریخ، مکان رصد، زمان آغاز و پایان، نام افرادی که با هم رصد میکنید، آبوهوا، و شرایط آسمان (فاز ماه، شفافیت، و دید) را ثبت کنید. برای ثبت زمان یک شیوه (۲۴- ساعته یا پیش از ظهر و بعد از ظهر) را انتخاب و همواره آن را حفظ کنید. برای پدیدههای پویا، مانند اختفا، استفاده از زمان جهانی بهترین کار است، اما برای بیشتر پدیدهها زمان محلی مناسبتر است. نام ماهها را کامل یا به اختصار بنویسید (مثلاً به جای 3/5/138۶ بنویسید ۳ مرداد ۱۳۸۶) تا از بروز هرگونه ابهامی در تاریخنگاری جلوگیری کنید. برخی افراد هر جلسهی رصدی را شمارهگذاری میکنند تا در هنگام ارجاع کار سادهتر باشد.
برای هر جرم رصدی دستکم زمان رصد، نام یا حروف اختصاری جرم، نوع جرم، صورت فلکی، تلسکوپ و بزرگنمایی استفاده شده، نوع فیلتر (اگر استفاده کردید)، و توصیف شرایط دید را ثبت کنید. طراحی از اجرام رصدی، حتی بسیار خطی و خام، اساساً به ارزش دفتر ثبت رصد شما میافزاید. رصدهای ناموفق (مانند زمانی که سعی میکنید کهکشانی کمفروغ را ببینید اما نمیتوانید) هم مهماند، پس حتماً آنها را هم ثبت کنید.
جزییات کاربردی
دفتر ثبت رصد شما ممکن است بخشبخش یا به ترتیب تاریخ رصدها مرتب شده باشد. در شیوهی بخشبخش، رصدها بر اساس نوع جرم رصد شده، مانند کهکشانها یا خوشههای ستارهای باز، طبقهبندی میشوند. دفتر ثبت رصدهای من به ترتیب تاریخ انجام رصدهاست، زیرا برای من کل شب رصدی مهم است. جملههای گزارشهای رصدی من کاملاند، بنابراین مرور دفترم کار سادهای است و دیگران نیز میتوانند آن را بخوانند و از آن سر درآورند. اما اگر فقط مایلید که اطلاعات را برای ارجاعهای سریع بعدی حفظ کنید میتوانید از کلمات یا عبارات اختصاری استفاده کنید.
دفتر ثبت رصد بهتر است کاغذهایی در کلاسور، دفترهای سیمی، یا دفترهای بزرگ با جلد سخت باشند. دفترهای جلدْسخت از نظر زیباییشناختی دلپذیرترند، دفترهای سیمی راحت و فشردهاند، اما کلاسور از این جهت بسیار راحتتر است که میتوانید بهراحتی مطالب کمکی، مانند طراحی، عکس، یا مقالات مجلهها را در میان صفحههایش اضافه کنید. برخی از رصدگران از فرمهای از پیش آماده شده با جاهای خالی برای پر کردن دادههای رصدی و جایی برای طراحی استفاده میکنند. با جستجوی عبارت انگلیسی «برگهی ثبت رصد» (Observing Log) در اینترنت دهها برگهی مختلف ثبت رصد مییابید که میتوانید از آنها استفاده کنید یا الهام بگیرید و برگهی خاص خودتان را طراحی کنید. فرمهای از پیش آماده شده دفتر شما را پاکیزه و منظم نگاه میدارند و به شما یادآوری میکنند که جزییاتی را ثبت کنید که ممکن است در غیر این صورت فراموش کنید. اما من ثبت بر روی کاغذ خالی را ترجیح میدهم تا اطلاعات متفاوتی را دربارهی اجرام متفاوت ثبت کنم و نگرانی کم آمدن جا در خانههای فرم را نیز نداشته باشم.
خیلی بهتر است که مستقیم در دفتر اصلی بنویسید، البته اگر میتوانید تمیز بنویسید و دفتر را از شبنم زدن در شب رصدی حفظ کنید. اگر این کار ممکن نیست، رصدهایتان را در دفتر چرکنویس ثبت یا گزارش شفاهی را ضبط کنید و بعد سر فرصت آن را پاکنویس کنید. البته ابتدا مطمئن شوید که پشتکار پاکنویس کردن گزارشهایتان را دارید، در غیر این صورت پس از مدتی ناامیدانه از ادامه راه بازمیمانید.
کامپیوتر یکی از لوازم جانبی رصدگران است، پس طبیعی است که گزارشهایتان را وارد یک پایگاه دادها (database) کنید. چندین بستهی نرمافزاری وجود دارند که کار برنامهریزی رصدی، تهیهی نقشههای مناسب و ثبت رصد را انجام میدهند؛ اما اینها باید دفتر ثبت رصد شما را تکمیل کند نه اینکه جای آن را بگیرد. من برای هر رصد مشخصات جرم، تاریخ، نوع تلسکوپ، و مکان رصدم را وارد یک پایگاه داده میکنم. به این ترتیب میتوانم آن را به هر طریقی جستجو کنم و با کمک تاریخ رصد گزارش آن را در دفترم، که ترتیب تاریخی دارد، بیابم.
هر شیوهای که برای کارتان انتخاب میکنید، شدیداً توصیه میکنم که دفتر ثبت رصد خودتان را درست کنید و آن را به روز نگه دارید. برای رصدگران این تنها راه است که به دیگران نشان دهند، و خودشان به خاطر بسپارند، که اصلاً برای چه رصد میکنند.
فعالیت هایی مانند نجوم، مطالعه ی طبیعت و تماشای ورزش ها اغلب از فاصله های دور انجام می شوند.
به دلایل متفاوتی نمی توانیم آنقدر به سوژه مان نزدیک شویم تا جزییات را آنگونه که می خواهیم، مشاهده کنیم.
چشم ما وسیله ای است برای کاربرد های عمومی و کیفیت دید آن هم محدود است. توانایی بزرگ نمایی آن حداقل است و قدرت گردآوری نور آن نیز محدود است.
ما باید از ابزار اپتیکی مانند تلسکوپ استفاده کنیم تا محدوده ی دید خود را افزایش دهیم.
تلسکوپ یک وسیله ی نوری است که کمک می کند تا اجرام دور، نزدیک تر ظاهر شوند.
تلسکوپ یک ناحیه ی کوچک از میدان دید ما را هدف قرار می دهد و آن را بزرگ می کند تا حدی که اجرام دور دست بزرگ تر نمایش داده شوند.
پرتو های موازی نوری که وارد تلسکوپ می شوند، در یک نقطه متمرکز می شوند که به آن کانون می گویند.
این پرتو های کانونی شده، سپس توسط یک عدسی بسیار قدرتمند یا به بیان ساده توسط مجموعه ای از عدسی ها که به آن ها چشمی می گویند، بزرگ می شوند تا آنجایی که به ما تصویری بزرگ شده از یک جسم دور دست را می دهند.
چشمی در جهت مخالف عدسی اصلی تلسکوپ عمل می کند و پرتو های کانونی شده را می گیرد و آن ها را به صورت پرتو های موازی به سوی چشم شما هدایت می کند.
قطر دایره ای که مشاهده می کنید، بستگی به میدان دید چشمی دارد.
انواع تلسکوپها
1- تلسکوپهای شکستی
دو راه برای اینکه پرتو های نور در نقطه ی کانونی متمرکز کرد، وجود دارد:
روش اولی که توسط سازندگان تلسکوپ استفاده می شود، این است که با عبور پرتو ها از میان یک (یا تعداد بیشتری) قطعات شیشه که سطوح منحنی شکل و صیقلی شده دارند، در آن ها شکست ایجاد کنیم.
این روش در نوعی از تلسکوپ ها موسوم به تلسکوپ های شکستی کاربرد دارد.
تلسکوپ های شکستی فواید بسیاری نسبت به باقی تلسکوپ ها دارند؛ محیط آن ها بسته است. بنابر این گرد و خاک و رطوبت نمی توانند داخل لوله ی تلسکوپ شوند.
سیستم اپتیکی آن ها ثابت است؛ بنابر این احتیاجی به هم خط سازی های اپتیکی ندارند. یعنی اپتیک آن ها احتیاجی به تنظیم شدن توسط کاربر را ندارد.
تلسکوپ های شکستی همچنین مانعی در مرکز شان ندارند که باعث کاهش میزان نور ورودی به داخل لوله شود که باعث تغییر در الگوی پراش در تصویر شود.
در نتیجه تضاد نوری بالا و کیفیت بالای تصاویر ایجاد شده در تلسکوپ های شکستی، این نوع از تلسکوپ ها را برای رصد سیارات ایده آل می کند.
مشکل اصلی شکستی ها این است که از آنجایی که بسیاری از طول موج های نور از میان یک شیشه عبور می کنند، شکست نامنظم این پرتو ها باعث ایجاد رنگ های کاذب حول یک جسم روشن می شود. این مشکل هم با استفاده از عدسی های اضافی و شیشه های مخصوص بر طرف خواهد شد.
از آنجایی که معمولا حداقل چهار لایه عدسی دریک تلسکوپ باید به صورت بسیار دقیقی تراش خورده، صیقلی شده و لایه اندود شود، این نوع تلسکوپ ها به هزینه ی بسیار بالاتری برای تولید شان نسبت به باقی تلسکوپ ها نیاز است.
2- تلسکوپهای بازتابی
دومین روش برای کانونی کردن پرتو های نور، بازتاباندن آن ها از سطح یک آینه ی خمیده است که باعث ایجاد نوعی از تلسکوپ ها موسوم به تلسکوپ های بازتابی می شود.
معمول ترین نوع از تلسکوپ های بازتابی امروزه به تلسکوپ های نیوتنی معروف اند. چرا که طراحی اولیه آن ها حاصل ابتکار اسحاق نیوتن بوده است.
آینه از لایه اندود کردن روی سطح یک قطعه شیشه ی مقعّر با استفاده از مواد باز تابنده ی نور ایجاد می شود.
پرتو های نور وارد شده در تلسکوپ، پس از برخورد با سطح آینه بازتاب می شود و از آنجایی که از میان شیشه ای عبور نمی کنند، رنگ های کاذبی هم ایجاد نمی شود.
یک آینه با نسبت کانونی بالا می تواند روی بخشی از سطح یک کره شکل گیرد.
این امر برای تلسکوپ های بازتابی کوچک و بازتابی هایی با نسبت کانونی 9 (f/9) یا بالاتر کارآمد است.
اما برای بازتابی های بزرگ تر و آن هایی که نسبت کانونی 8 یا کمتر دارند، این آینه های مقعر کروی، تمام پرتو های نور را در یک نقطه کانونی نمی کنند.
پرتو هایی که از لبه ی آینه بازتاب می شوند، در نقاط دیگری نسبت به پرتو های مرکزی کانونی می شوند که در نتیجه تصویر فاقد تضاد نوری لازم به علت انحرافات کروی (اختلالات حاصل از کروی بودن آینه) است.
جهت غلبه بر این عیب، سطوح آینه را در حین صیقلی شدن، به صورت سهمی وار تراش می دهند که در نتیجه تمام پرتو های نور را در یک نقطه کانونی می کند.
تلکسوپ های بازتابی اسکای- واچر با آینه ی سهموی
از آنجایی که پرتو های نور در لوله ی تلسکوپ توسط آیینه ی اولیه بازتاب می شوند، باید برای مشاهده به جهتی خلاف این جهت هدایت شوند. آیینه ی ثانویه که سطحی تخت دارد و با زاویه ی 45 درجه در مرکز لوله ی تلسکوپ نصب شده است تا پرتو ها را به سمت کانون بازتاب کند.
آیینه ی ثانویه معمولا بیضی شکل است. چرا که زمانی که از زاویه ی 45 درجه به آن بنگرید، شکل یک دایره می شود.
موانعی مانند آیینه ی ثانویه زمانی که در مسیر ورود نور به تلسکوپ واقع می شوند، تأثیر محدود کننده ای دارند.
این موانع باعث تغییر الگوی پراش تصویر می شود که باعث کاهش جزئی تضاد نوری تصویر شده و همچنین میزان نور رسیده به کانون را نیز کاهش می دهد. اما به هر حال در تصویر کانونی شده ی چشمی دیده نمی شود.
از آنجایی که چشمی تلسکوپ نزدیک سر لوله ی آن واقع شده، تلسکوپ های بازتابی می توانند نزدیک تر به زمین نصب شوند و مشاهده ی راحت تر و پایداری بیشتری داشته باشند.
تنها دو سطح باید تراش خورده، صیقلی شده و لایه اندود شوند که هر کدام به طور مجزا می توانند آزمایش شوند. در نتیجه در مقایسه با سایر انواع تلسکوپ ها، بازتابی ها به هزینه ی کمتری برای ساخت نیاز دارند.
اما از سوی دیگر لوله ی بلند نیوتنی ها روی مقر استوایی آلمانی، آن را در برابر لرزش ناشی از باد در مقایسه با مدل هایی با لوله ی کوتاه تر، بسیار آسیب پذیر تر می کند.
هم خط سازی دو آینه بخشی از نگهداری های روزمره ی بازتابی ها است.
در این وبلاگ ما به همه موضوعات اختر شناسی و نجوم میپردازیم.همچنین توجه ویژه ما به موضوعات رصدی است.اخبار نجومی نیز داریم.لذت ببرید